الغزالي

33

كيمياى سعادت ( فارسى )

اما مال از آن [ 1 ] حجاب است كه دل را مشغول همىدارد ، و راه نتوان رفت الا به دل فارغى : بايد كه مال از پيش برگيرد ، الّا به مقدار حاجت كه اندر آن مشغله‌اى نباشد . و اگر كسى باشد كه هيچ چيز ندارد ، و تيمار وى ديگرى مىدارد ، راه وى زودتر انجام كند . اما حجاب جاه و حشمت بدان برخيزد كه بگريزد و جايى شود كه وى را نشناسند ، كه چون نامدار بود ، هميشه به خلق و به لذّت اقبال خلق مشغول باشد ، و هر كه از خلق لذّت يابد به حق نرسد . اما تقليد حجاب از آن است كه چون مذهب كسى اعتقاد كرد ، و بر سبيل جدل سخن وى بشنيد ، هيچ چيز ديگر اندر دل وى جاى نماند . بايد كه آن فراموش كند و به معنى لا إله الّا اللّه ايمان آورد و تحقيق آن از خويشتن طلب كند . و تحقيق وى آن بود كه وى را هيچ معبود نماند كه طاعت دارد وى را جز حق - تعالى و هر كه هوا بر وى غالب بود ، هوا معبود وى بود . و چون اين حال حقيقت شود ، بايد كه كشف كارها از مجاهده جويد نه از مجادله . و اما معصيت حجاب مهين است ، كه هر كه بر معصيت مصر باشد ، دل وى تاريك بود : حق وى را چگونه منكشف شود ؟ خاصّه قوت حرام ، كه آن اثر كه قوت حلال كند اندر نور دل هيچ چيز نكند . و اصل آن است كه از لقمهء حرام حذر كند ، و قوت جز حلال نخورد . و هر كه خواهد كه اسرار دين و شريعت وى را مشكوف شود پيش از آنكه ظاهر شرع همه به معاملت به جاى آورد ، همچون كسى بود كه خواهد كه تفسير قرآن بداند پيش از آنكه تازى بياموزد .

--> [ 1 ] از آن ، از آن روى .